«اين كه ما بخواهيم در بررسي استوره هاي ايراني، خود را يكسره بهدست تئوريهاي باخترزميني(:غربي) بسپاريم، نه روش درستي است و نه به سرانجامي ميرسد. با اين همه دستاورد دانشمندان باختري را نميتوان ناديده گرفت. پس تنها راهي كه براي ما ميماند، بومي كردن تئوريهاي باخترزميني است. اين تنها راهي است كه ميتواند هويت ما را نگهدارد.»
آنچه بازگو شد بخشي از سخنان محمود اميدسالار، شاهنامهشناس و كتابدار دانشگاه كاليفرنيا، در نشست نقد و بررسي كتاب «درآمدي بر ساختار استورهاي شاهنامه»، نوشتهي بهار مختاريان، بود. اميدسالار، پژوهش مختاريان را نخستين گام در راه روشمند كردن تئوريهاي باختري(:غربي) در بارهي استورهها دانست و گفت: «استورهشناسي ايراني همواره با يك دشواري بزرگ روبهرو بوده است. اين دشواري به آشفته و درهم بودن مرزهاي استوره و افسانه و حماسه در نزد ما بازميگردد. هنگامي كه داستاني را تحليل ميكنيم، براي بسياري از ما روشن نيست كه آيا داستاني پهلواني است؟ يا استوره است و افسانه؟»
اميد سالار، استورهها را دربردارندهي داستان پيدايش جهان دانست و قصهها را داستانهايي برشمرد كه پس از آفرينش پديد آمدهاند. به سخن او، شخصيتهاي پايهاي استورهها را خدايان و ايزدان ميسازند و شخصيت قصهها را چهرههاي تاريخي؛ از اين رو كاركرد استوره و قصه تفاوت دارد و نبايد گمان كرد كه هر دو يكسان هستند.
اميد سالار آنگاه به پارهاي كاستي ها در پژوهشهاي استورهشناسي ايراني اشاره كرد و گفت: «كمبودهايي هست؛ به ويژه هنگامي كه به شاهنامه ميپردازيم، تنها ساختار استورهاي آن را ميبينيم؛ در حالي كه شاهنامه يك متن ادبي هم هست. از سويي ديگر، هنگام بررسي ساختار شاهنامه، اگر گمان كنيم كه تنها برداشت ساختارگرايانهي "دومزيل" درست است، ما را به بيراهه ميكشاند. چون شاهنامه نوشتاري است كه هزار سال است كه پايدار مانده و همچنان در نزد ما زنده است و ژرفا و گستردگي بسياري دارد. پس بايد از ديدگاههاي گوناگون به آن نگاه كرد. ديدگاه ساختارگرايانهي "دومزيل" تنها يكي از آنهاست. دربارهي شاهنامه، در پيش گرفتن يك ديدگاه، پاسخگوي نيازهاي پژوهشي و استورهشناسي ما نيست.»
هر داستاني، استوره نيست
اميدسالار در پايان، با اشاره به ارزشمند بودن پژوهش مختاريان در كتاب «درآمدي برساختار استورهاي شاهنامه» گفت: «بررسيها و تحليلهاي نويسنده، درست است. اما به گمان من نخستين كار ما بايد بهدست دادن تعريفي روشن از استوره باشد. از اين لغزش هم پرهيز كنيم كه هر داستاني از شاهنامه را استورهاي بدانيم. از سويي ديگر، شيفتهي هيچ مكتب استورهشناسي نبايد شد. من از درهم آميختن داستانهاي شاهنامه و همه را استورهاي ديدن، نگرانم.»
سخنران ديگر اين نشست كه در شهركتاب مركزي برگزار شد، علي بلوكباشي، مردمشناس و دانشآموختهي انسانشناسي اجتماعي، بود. او پژوهش مختاريان در كتاب «درآمدي برساختار استورهاي شاهنامه» را نگرشي ساختارگرايانه به فرهنگهاي هند و اروپايي ارزيابي كرد و گفت: «در ايران، بررسي ساختارگرايانهي استورهها، روشي نو و جوان است. پيش از اين كساني همانند شادروان «مهرداد بهار» كوشيدهاند با نگاهي تازه، استورههاي ايراني را بررسي كنند. اما كسي را نميشناسيم كه از ديد ساختارگرايانه به اين كار پرداخته باشد. خود بهار در جايي اشاره كرده است كه هنگامي كه با كتايون مزداپور و مهيندخت صديقيان، استورهها را بررسي ميكردند، تا مدتها سرگردان بودند كه براي شناخت استورههاي ايراني، چه الگويي را بايد در پيش بگيرند. تا آن كه سرانجام تصميم ميگيرند كه به شيوهي مردمشناسانه روي بياورند و استورهها را از اين ديد بنگرند.»
استورهها بازتاب واقعيتها هستند
بلوكباشي بررسيهاي استورهشناسي مختاريان را اثرپذيرفته از ديدگاههاي «ژرژ دومزيل»، يكي از پيشگامان شناخت ساختارگرايانهاي استورهها، دانست و افزود: «دومزيل در پي كشف درونمايههاي همسان استورههاي جهاني بود و با نگرشي جامعهشناختي و مردمشناسانه، استورهها را درهم ميآميخت و به بررسي آنها ميپرداخت.»
بلوكباشي در پايان به ديدگاه انتقادي مختاريان به استورهشناسان ايراني اشاره كرد و گفت: «از ديد مختاريان، استورهشناسان ايراني، ديدگاههاي سنتي و ادبي دارند و بيشتر در پي يافتن معنا و پيامهاي اخلاقي از استورهها هستند و به كاركردهاي فرهنگي و اجتماعي آنها نمينگرند. مختاريان چنين باور دارد كه استورهها بازتاب واقعيتها هستند و ويژگيهاي جهاني و همسان دارند. از اين روست كه ما ميتوانيم بنمايههاي استورههاي ايراني را در فرهنگ هاي هند و اروپايي بيابيم.»
علي عباسي، ديگر سخنران اين نشست، كتاب مختاريان را اثري با ويژگيهاي نو و روشمند برشمرد و يكي از برجستگيهاي آن را طرح پرسش و كوشش براي پاسخ دادن به آن، دانست و گفت: «مختاريان ديدگاهي سنجشي و ساختاري دارد و كوشيده است تا پيوندهاي معنايي استورهها را برشمارد. افزونبر اين كه تلاش كرده است تا عناصر سازنده يك متن استورهاي را بيابد. به گمان من كتاب مختاريان، پژوهش بسيار ارزنده اي است.»
علي اصغر محمدخاني، مدير شهركتاب، نيز در آغاز به معرفي كوتاه كتاب مختاريان پرداخت و گفت: «نويسنده در اين كتاب بر اين نكته پاي فشرده است كه شاهنامه با استورههاي هند و اروپايي پيوندي ناگسستني دارد و شناخت اين متن بدون سنجش استورههاي ايراني با ديگر استورههاي هند و اروپايي، شدني(:امكان پذير) نيست.»
سپس بهار مختاريان، استاد دانشگاه هنر اصفهان و نويسندهي كتاب «درآمدي بر ساختار استورهاي شاهنامه»، به شيوهي كار خود در بررسي استورههاي شاهنامه اشاره كرد و گفت: «در اين كتاب خواستهام نشان بدهم كه شاهنامه، ساختاري استورهاي دارد. اين ساختار تغييرپذير نيست. حتا با آن كه در داستانهاي شاهنامه كوششي براي خردپذير كردن داستانها ديده ميشود، باز ساختار بيتغيير ميماند.»
افسانهها و ارزش آنها در شناخت استوره
مختاريان انديشهي پرداختن به چنين پژوهشي را به روزگاري بازگرداند كه پاياننامهي دانشگاهي خود را با عنوان «فريدون در اساتير و روايات ايراني» ميگذراند و با ديدن سرچشمههاي(:منابع) لاتيني دريافته بود كه بايد براي به سرانجام رساندن پژوهش خود، نظريهها ي استورهشناختي را بررسي كند. مختاريان گفت: «در آلمان با دومزيل و ديدگاههاي او آشنا شدم. بعدها با آن كه تلاش كردم كه رويكردهاي گوناگوني را در بررسي استورههاي شاهنامه بهكار بگيرم، اما چون اثر پذيرفته از انديشههاي دومزيل بودم، روش ساختارگرايانه ي او را بهكار بردم.»
مختاريان در پايان افزود: «در يكي از جستارهاي كتاب كوشيدهام نشان بدهم كه سياوش شخصيتي گياهي است و با استورههاي هند و اروپايي همپوشاني دارد. افزونبر اين كه پيوند سياوش با "بالدر"،چهرهي استورهاي اسكانديناويها، را نشان دادهام. به جدايي ميان استوره و افسانه هم پرداختهام و در پژوهشهاي استورهشناسي به افسانهها و ارزش آنها براي شناخت استورهها، نگريستهام.»
كتاب «درآمدي بر ساختار استورهاي شاهنامه»، نوشتهي بهار مختاريان، را به تازگي نشر آگه چاپ و پخش كرده است. اين كتاب دربردارنده ي 11 جستار استوره و شاهنامهشناختي است. «تاريخچهي استورهشناسي و نقدي بر استورهشناسي ايران»؛ «اكوانديو: اكومن يا اكواي ديو»؛ «خاستگاه استورهاي نام سياوش»؛ «استورهي فريدون و ضحاك» و «ساختار تغذيه در استورهي مشي و مشيانه»؛ نام برخي از جستارهاي كتاب مختاريان است.

بهار مختاريان، نويسندهي درآمدي بر ساختار استورهاي شاهنامه

محمود اميدسالار

علي بلوكباشي

بهاره مختاريان، علياصغر محمدخاني

علي عباسي


باشندگان

باشندگان
فرتورها از مازيار اسدي است.
6744