تاریخ پست:1397/11/17 11:54
محسن ظهوری

«رستوران» جایگزین «سفر» برای مردم ایرانبی‌توجهی به گردشگری و نبود فرهنگ آن در میان مردم ایران از عوامل اصلی پایین بودن سطح گردشگری در ایران است. با توجه به وجود مقاصد زیبا و تاریخی موجود در ایران و همچنین احساس نیاز شدید برای سفر در جامعه، مردم ترجیح می‌دهند جایگزین‌هایی به جای سفر برای خود تعیین کنند.

عدم نیاز به سفر و درک و شناخت گردشگری در ایران یکی از مهمترین موانع گردشگری کشور ما است.

نیاز به سفر و مقصد جذاب، دو عامل ایجاد گردشگری در یک کشور است که ایران، پتانسیل پر قدرت هر دو عامل را دارد ولی متاسفانه شمار گردشگری در این حوزه‌ها در حد مطلوب نیست.

در کشور ما هم نیاز به سفر و تجدید روحیه در بین مردم وجود دارد و هم مقاصد جذابی اعم از اماکن تاریخی، تنوع طبیعی. ولی وجود عوامل بسیاری نیز سبب می‌شود تا گردشگری در ایران به حدنصاب مطلوب نرسد. یکی از این عوامل، مادیات و خرج سفر است.

شناخت و ایجاد فرهنگ گردشگری از مهمترین عوامل جذب مردم به سفر است که در اروپا نیز تا حدودی با این مشکل مواجه بوده‌اند. مدیرعامل یکی از شرکت‌های مسافرتی اعتقاد دارد: «در اروپا این فرهنگ جا افتاده که هر فرد با توجه به نیازی که دارد، باید سالی یک‌بار مسافرت کند. کشور هلند یکی از بالاترین آمارها را در گردشگری دارد. این کشور با 18 میلیون جمعیت، 42 میلیون بار مسافرت خارجی در طول سال دارد. یعنی هر فرد بیش از 3 بار در طول سال مسافرت می‌کند. هلند کشور کوچکی است و به همین دلیل مسافرت خارجی در آن آسان است.»

در ایران با اینکه مقاصد جذاب گردشگری فراوان است، هیچ شناختی از جاذبه‌های گردشگری داخلی وجود ندارد چه برسد به جاذبه های گردشگری خارجی. به گونه‌ای كه بچه‌های ایران كمترین شناخت را درباره شهرها و مناطق گردشگری ایران دارند.

الگوبرداری از راهکارهای موفق کشورهای پیشرفته نیازمند این است که ما به این نیاز برسیم و سفر را در زندگی خود لازم بدانیم. مثلا یکی از راهکارهایی که در کشورهای اروپایی انجام می‌شود و بسیار هم موفق بوده است این است که کارفرمای شرکت‌هایی که بیش از 30 کارمند دارند، موظف است کارمندان خود را سالی یکبار به سفر خارج از قاره‌ای ببرد.

در اروپا هر کارمند دو تایم 14 روزه مرخصی دارد که یکی از این دوره‌های مرخصی مربوط به خود شخص و دیگری را کارفرما موظف است تا وی و خانواده او را با درنظر گرفتن تخفیف به سفر ببرد. این کار باعث می‌شود تا کارمند پس از طی دوره مرخصی با روحیه پرنشاطی وارد فضای کار شود.

اینگونه سفرها برای کارفرما نیز سودی در بردارد. کارفرما به جای اینکه 1000 یورو پاداش به کارمند بدهد، 2500 یورو خرج سفر خانواده او می‌کند و در این میان با تورهای کشورهای مقصد نیز مذاکره می‌کند تا مبلغ را طی سال مالی پرداخت کند. از سوی دیگر برخی از این شرکت‌ها مثل "بی ام " یا "زیمنس" دفترهای گردشگری می‌زنند و در آن لیست سفر به کشورهایی را که برای کارمندان خوب خود درنظر گرفته ارائه می‌دهد و دیگر کارمندان را نیز ترغیب می‌کند تا به آن کشورها بروند. اگر کارمندی بخواهد دوره مرخصی شخصی خود را نیز به سفر برود؛ می‌تواند با این دفاتر هماهنگ کند.

مهم‌ترین بحث گردشگری این است که شخص به مکانی برود که فرهنگ، زبان، غذا، زبان و دیگر چیزهای آن با کشورش متفاوت باشد. متاسفانه در ایران نه تنها شرک‌تها به سفر کارمندان خود بهایی نمی‌دهند بلکه کارمندان نیز پاداش را تنها در مادیات می‌بینند. درحالی که کسب تجربه و آرامش حاصل از سفر را با هیچ چیز دیگر نمی‌توان به دست آورد.

متاسفانه در ایران به سفر به عنوان کاری پول خرج کن و بی‌فایده نگاه می‌شود و فرد تشخیص می‌دهد تا به جای رفتن به سفر، با پولش طلا بخرد. مردم کشور ما تفریحات جزیی را جایگزین سفر کرده‌اند و ترجیح می‌دهند که پول خود را در رستوران خرج کنند. وقتی هم که سفر می‌روند ترجیح می‌دهند به خارج از ایران بروند تا اینکه در ایران خرج کنند. اما غافلند از اینکه خرج خرید و غذا در خارج از ایران مبلغ بالایی را می‌طلبد.

ایجاد فرهنگ گردشگری در کشوری که مردم آن جایگزینی برایش تعیین کرده‌اند بسیار دشوار است. گویا نه کاری از مدیران آژانسها برمی‌آید و نه کاری از مدیران دولتی. شاید ایجاد این فرهنگ تنها توسط رسانه‌ها و با صرف زمان امکانپذیر باشد.

 


تاریخ پست:1397/11/17 11:54 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :853

دیدگاه هموندان

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

دیدگاه خصوصی است



مطالب مرتبط

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد

Real Time Analytics